ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

286

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

نيارميد . بعد دستور داد كه هفتصد تن از دانشمندانشان را نيز در برابر آن خون بكشند . پس از اجراى اين دستور نيز ديد آن خون سرد نمىشود . اين بود كه گفت : « اى فرزندان اسرائيل ، به من راست بگوييد و در برابر فرمان پروردگار خود پايدارى كنيد . دير زمانى است كه شما در روى زمين فرمانروا بوده و هر چه دلتان خواسته كرده‌ايد . اكنون اگر به من راست نگوئيد تمام شما را مىكشم و حتى براى روشن كردن يك آتش نه زنى زنده خواهم گذاشت نه مردى . » اسرائيليان كه ديدند او در كشتنشان سخت گرفته ، بر آن شدند كه حقيقت واقعه را اظهار كنند . اين بود كه گفتند : « اين خون پيامبرى است كه ما را از كارهاى بسيارى كه مايهء خشم خدا مىشد ، باز مىداشت و از خبر آمدن شما نيز آگاه مىساخت ولى ما سخنان او را باور نكرديم و او را كشتيم . اكنون اين خون اوست . » نبوزاذان پرسيد : « نام او چه بود ؟ » جواب دادند : « يحيى بن زكرياء » نبوزاذان گفت : « اكنون راست گفتيد . براى چنين كارى است كه پروردگار شما از شما انتقام مىگيرد . » آنگاه روى بر خاك نهاد و خدا را سجده كرد و از لشكريان جودرس هر كس را كه در شهر بود بيرون راند . سپس به كسانى